بسم الله الرحمن الرحيم
تبعيض نژادي ؛ در سرزمين بمبها !(۲)
از انرژی هسته ای...تا بمب هسته ای!!
در يکي دو مطلب قبلي ، درباره بحث روز ، يعني استفاده از فناوري
هسته اي، چندنکته اي رو گفتم . نمي دانم نظر دوستان گرامي چيست اما همانطور که گفتم ، به حکم عقل نبايستي به سراغ استفاده از اين انرژي برويم ولي اگر بنا بر مصالح و شرايط جهاني و به منظور دفاع از کيان جامعه اسلامي رسيديم به اينکه استفاده از انرژي هسته اي لازم است،در اينصورت بنده معتقدم که ساختن بمب اتمي نيز به همان دليل لازم و حلال است ! حتي اگر از آن استفاده نکنيم.
اگر چه الان غالب نظرها بر اين است که : ما اصلاً نبايد به دنبال بمب اتمي باشيم ولي استفاده از انرژي پاک!! اتمي که به مراتب بهتر از سوختهاي فسيلي است!! حتماً لازمه.
دليل مخالفت اين ها با ساخت بمب اتمي ، دليلي ديني و شرعي است که با نگاهي انساني به مسئله مي نگرند. اما آيا کسي هست که با دين وشرع و انسانيت مخالف باشد؟ لااقل ما که اينگونه نيستيم ، ولي چه خوش خيالند آنها که اينگونه ساده لوحانه تحت تاثير القائات رسانه اي و تبليغاتي دشمن قرار مي گيرند و آنگاه با قيافه اي متفکرانه و انديشمندانه حکم صادر مي کنند که بعله! ما از آنجاييکه خيلي انسانهاي بشردوستانه!اي هستيم نبايد به دنبال بمب اتمي باشيم ، اما انرژي هسته اي براي مصارف صلح آميز چيز خوبي است و يکي از نيازهاي بشر اصلاً همين نياز اتمي است!
تا اينجا شايد نفهميده باشيد که بالاخره حرف اصلي من چيه. بنابراين اول متن زير رو بخونيد بعد نظرم رو در رابطه با فعاليتهاي هسته اي ايران اسلامي خواهم گفت.(يکي نيست به من بگه مگه حالا همه منتظرن تو نظر بدي ؟!!)
اين متن بخشي از کتاب ارزشمند «توسعه و مباني تمدن غرب » ميباشد که حاوي مقالات سيد شهيد مرتضي آويني است :
"خطر آلودگي راديواکتيو آن همه عظيم است که کلمات از بيان آن عاجزند . در مقايسه با عظمت خطر آلودگي راديواکتيو ، همه آنچه را که برشمرديم (اشاره شهيد آويني به مقالات گذشته وي درباره زيانها و اثرات سوء دستاوردهاي تمدن جديدي است.)بايد به هيچ انگاشت و متاسفانه من تا به حال هيچ نويسنده و هيچ کتابي را نديده ام که اهميت مسئله را آنچنان که بايد مورد توجه قرار داده باشد. حتي در کتاب « کوچک زيباست» نيز ، با آنکه در مقايسه با ديگر کتابها بينشي واقع گرايانه دارد ، انچنان که بايد و شايد عظمت اين مسئله بروز و ظهور ندارد.شوماخر در بيان خطرات انرژي هسته اي مي گويد:
« در ميان همه تغييراتي که به دست بشر در خانواده طبيعت ايجاد شده ، شکافت هسته در مقياس وسيع ، بدون شک خطرناکترين و ژرفترين تغيير است . در نتيجه ، يونيزه کردن پرتوهاي يونساز به صورت شديدترين عامل آلودگي محيط زيست و مخاطره آميز ترين عامل براي بقاي انسان بر کره زمين در آمده است.
...اثارت پرتوهاي آلفا ، بتا و گاما بر بافتهاي زنده به طور کامل شناخته شده است : ذرات اشعه مانند گلوله هايي هستند که ارگانيسم را از هم مي شکافند ، و آسيبي که از اين جهت وارد مي سازند به کميت آنها و نوع سلولهايي که مصدوم مي سازند بستگي دارد.»
شوماخر بعد از بيان دگرگوني هاي ژنتيک ناشي از بمباران اشعه راديو اکتيو و ذکر اين نکته که تاثيرات راديو اکتيو «نه تنها براي کساني که به طور مستقيم از آن متاثر مي گردند خطري محسوب مي شود ، بلکه فرزندان آنها را نيز به مخاطره خواهد افکند» مي افزايد :
« بعد جديدي نيز بر اثر اين واقعيت مطرح مي شود که در حاليکه آدمي اکنون
مي تواند عناصر راديو اکتيو ايجاد کند – و چنين نيز مي کند – همينکه آنها را ايجاد کرد، نمي تواند عملي براي کاهش راديواکتيويته آنها انجام دهد. نه بازتاب شيميايي و نه مداخله فيزيکي ، بلکه فقط گذشت زمان مي تواند شدت پرتو را بعد از آزاد شدن آن تخفيف دهد . کربن 14 نيمه عمري حدود 5900 سال دارد ، بدان معني که حدوداً شش هزار سال طول خواهد کشيد تا قدرت راديواکتيويته اش به نصف آنچه بوده است تقليل يابد. نيمه عمر استرونتيوم 90 ، بيست و هشت سال است . ليکن در ازاي اين نيمه عمر ، هر چه باشد ، پاره اي پرتوها تقريباً به طور نامحدود دوام مي يابند ، و هيچ عملي نمي توان درباره آنها انجام داد جز آنکه کوشش شود که ماده راديواکتيو در مکان امني قرار گيرد.اما ببينيم يک مکان امن مثلاً براي مقادير عظيم پس مانده هاي راديواکتيو به وسيله راديو اکتيو که به وسيله راکتورهاي هسته اي ايجاد مي شود کدام است؟ هيچ مکاني را نمي توان در روي زمين سراغ کرد که امن باشد. زماني اين انديشه وجود داشت که اين پس مانده ها مي توانند به طور امن در اعماق اقيانوس ها قرار بگيرند ، با اين فرض که در اين ژرفا هيچ موجود زنده اي نمي تواند حيات خود را حفظ کند . ليکن اين فرض را اکتشاف شورويها در اعماق درياها باطل گرداند. هر جا که حيات باشد ، مواد راديو اکتيو به درون سيکل زيستي جذب مي شود.در ظرف چند ساعت از قرار دادن اين مواد در آب ، توده عظيمي از آنها را مي توان در ارگانيسم هاي زنده يافت.پلانکتون و جلبک و بسياري ديگر از حيوانات دريايي قدرت متمرکز ساختن اين مواد را با فاکتور 1000 و در پاره اي موارد حتي با فاکتور يک ميليون دارا هستند . همچنانکه يک ارگانيسم ، ارگانيسم ديگر را تغذيه مي کند، مواد راديواکتيو از نردبان حيات صعود مي کند و راه خود را دوباره به سوي انسان مي يابد ...پس مانده هاي «سطح بالا» همچنان در درون دريا قرار داده مي شوند ، در حالي که کميتهايي از پس مانده هاي به اصطلاح «متوسط» و «سطح پايين» به درون رودخانه ها يا مستقيماً در زير زمين تخليه مي شوند.
گزارشي از کميسيون انرژي اتمي آمريکا مختصراً حاکي از اين است که
پس مانده هاي مايع آهسته آهسته راه خود را به درون آبهاي زير زميني مي گشايند، و تمام يا قسمتي از راديواکتيويته اي را که دارا هستند به طور شيميايي يا فيزيکي در خاک باقي مي گذارند.»
وسعت و عمق مخاطره از حدود معمولي ومتعارف فهم وتصور انسان بسيار بسيار فراتر است . شوماخر سخني را از فردي به نام ادوارد دي. ديويد (مشاورعلمي نيکسون ) نقل مي کند که بسيار وحشتناک است .فرد مذکور ضمن صحبت درباره مخزن فضولات راديواکتيو گفته است :
«آدمي درباره چيزي که بايد قبل از بي ضرر شدن حدود 25000سال در زير زمين محبوس باشد، احساسي هول انگيز دارد .»
اما به راستي چرا با توجه به اين خطر عظيم که خود سياستمداران غربي بر آن تاکيددارند،باز هم انرژي هسته اي چون واقعيت مسلمي تلقي مي شود که بايد جانشين ساير اقسام انرژي شود؟چرا؟ چگونه بشريت حاضر مي شود خطري اين چنين وسيع وبزرگ را براي رسيدن به رفاه بيشتر بپذيرد؟ شوماخر در وسعت اين خطر گفته است :
«سرانجام وقتي موضوع آلودگي هوا،آب وخاک به پرتوهاي يونسازمطرح است چگونه مي توان مسئله الودگي هوا به دود را مورد توجه قرار داد؟من نمي خواهم مضرات آلودگي هوا وآب را در وضعيت کنوني نا چيز جلوه دهم،ليکن هنگامي که با آنها روبرو مي شويم ،نبايد «تفاوت در ابعاد» را از نظر دور داشت : آلودگي راديو اکتيو مخاطره اي است که وسعت «بعد» آن براي بشر بي سابقه است . کسي ممکن است حتي سوال کند :وقتي هوا مملوء از ذرات راديو اکتيو است،تاکيد ورزيدن بر هواي پاک چه معنايي دارد ؟ويا اينکه وقتي آب وخاک مسموم گردد محافظت از هوا چه فايده اي خواهد داشت ؟حتي يک اقتصاددان ممکن است اين سوا ل بجا را مطرح کند :هنگامي که زمين ، يعني تنها جايگاهي که براي زيست در اختيار داريم ،به موادي آلوده گردد که موجب نقص بدني در کودکان ونوادگان ما گردد پيشرفت اقتصادي، يا به اصطلاح سطح بالاي زندگي، چه معنايي خواهد داشت؟»
پس مانده هاي پر دوام راديواکتيو روز به روز روي هم انباشته مي گردند و هيچ راهي براي از بين بردن آنها وجود ندارد. خطر بسيار عظيم تر از آن است که بتواند با کلمات بيان شود. کسي نمي تواند گمان کند که به خاطر دور بودن از محل مخازن پس مانده هاي راديو اکتيو از خطر در امان است، چرا که زمين محدود وکروي است. ابرهاي يونيزه ناشي از آزمايش هسته اي در آريزونا مي تواند در چين ببارد و ده ها هزار نفر را نابود کند. چرخه هاي حافظ حيات در کره زمين با يکديگر پيوندي آن همه فعال دارند که کسي نمي تواند خود را در برابر مخاطره بزرگ پس مانده هاي راديو اکتيو مصون بداند.
در چهارمين کنفرانس ملي سرطان در آمريکا در سپتامبر 1960 ، لستر برسلو عضو اداره بهداشت عمومي ايالت کاليفرنيا گزارش داد که ده ها هزار ماهي قزل آلا در جايگاههاي تخم گذاري غربي ناگهان به سرطان کبد دچار شده اند و ادامه داد:
« تغييرات تکنولوژيک که بر محيط انسان اثر مي گذارند ، با چنان سرعتي زياد و مهاري اندک صورت مي پذيرد که جاي بسي شگفتي است که تا کنون انسان از آن نوع سرطان همه گير که امسال ميان ماهيان قزل آلا شيوع يافت ، جان سالم به در برده است.»
شوماخر نظر نهايي خود را درباره انرژي هسته اي چنين اعلام مي کند:
« هيچ درجه از رفاه نمي تواند انباشت مقادير عظيم مواد بسيار مخرب و مهلکي را توجيه کند که هيچکس نمي داند چگونه مي توان از خطر آن ايمن بود و به صورت خطري بي قياس براي نسلهاي بعد و حتي اعصار زمين شناسي باقي خواهد ماند . انجام دادن چنين عملي تجاوز به ذات زندگي است ، تجاوزي فوق العاده بزرگتر از هر جنايتي که تاکنون به دست بشر صورت گرفته است. اين پندار که يک تمدن مي تواند پايه هاي خود را بر چنين تجاوزي استوار سازد يک شرارت اخلاقي ، معنوي و مابعدالطبيعي است.اين بدان معني است که امور اقتصادي آدمي را به گونه اي سامان دهيم که گويي خود مردم حقيقتاً حائز هيچ اهميتي نيستند.»
اما هنوز سئوال ما بر جاي باقي است. چرا بشر با آگاهي از مخاطره اي اينچنين عظيم باز هم نمي تواند از انرژي اتمي دل بکند؟جواب اين سئوال را بايد به قول شوماخر در ديکتاتوري اقتصاد جست و جو کرد:
«... در حقيقت هيچ مثال روشنتري در مورد ديکتاتوري مسلط اقتصاد (در مقايسه با مورد استفاده از انرژي اتمي )نمي توان يافت.ساختن نيروگاههاي متعارف ، خواه براساس استفاده از زغال سنگ و خواه استفاده از نفت ، و يا نيرو گاههاي هسته اي با توجه به مباني اقتصادي تصميم گيري مي شود. و شايد کمترين توجه به «پيامدهاي اجتماعي» مبذول گردد که احتمالاً از انقطاع بيش از حد سريع صنعت زغال سنگ ناشي مي گردد.ليکن اين موضوع که شکافت هسته اي مي تواند عامل يک مخاطره باور نکردني ، مقايسه نشدني و بي همتا براي حيات بشر به شمار آيد در هيچ يک از محاسبات وارد نمي شود و هرگز محلي از اعراب ندارد.» "
به اين ترتيب من معتقدم که يا ما نبايد از فناوري هسته اي استفاده کنيم ، يا اگر استفاده مي کنيم و مخاطرات چنين استفاده اي رو که با همه اصول ديني وشرعي و انساني در تضاد و تعارضه مي پذيريم -- اونهم به دليل حفظ اسلام و قدرت جامعه اسلامي -- بنابراين براي حفظ اسلام و موازنه قدرت ميان مسلمانان و دشمنان خدا بايد براي ساخت بمب اتمي هم تلاش کنيم ، و بدانيم که اين خيلي مسخره است که از توليد بمب اتمي به دليل آثار سوء و زيانهاي غير قابل جبران و غير انساني اون خودداري کنيم اما از طرف ديگر دم از چرخه سوخت و دارا بودن از سوخت هسته اي بزنيم.چه آنکه في الواقع ضرر و زيان هردو يکي است.
والسلام
به اين ترتيب ما هم شديم تروريست.به خودم تبريک ميگم!
2
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم شهریور 1384ساعت توسط کمیل |